گل سوری
ادبی 
قالب وبلاگ
42سال پیش پلنگ صورتی در کارتون پرطرفدار خود از اردک ماجراجویی میزبانی می‌کند که از سفر دور دنیا برگشته و روی چمدانش از بین کشورهایی که رفته، نام «ایران» نیز خودنمایی می‌کند.
 
به گزارش ایسنا، در قسمت ۱۱۷ کارتون پلنگ صورتی به نام «Pink Quackers»، محصول 1972 گربه لاغر کوهی صورتی رنگ که نمایانگر رابطه کاریکاتوری آدم‌ها در عصر خود است، میزبان اردکی می‌شود که از سفر دور دنیا برگشته و چمدانی را هم به این نشانه همراه خود دارد.
 
در تصویری از این چمدان کوچک، نام چند کشور روی آن برچسب شده که در بین آنها ایران به وضوح دیده می‌شود.
 
جوجه اردک، نماد یک انسان ماجراجو و جهانگرد است که به ایران، یونان، انگلیس، مکزیک، ایتالیا، پاریس و ژاپن سفر کرده که این ماجراجویی مایه‌ی شگفت پلنگ صورتی شده است.

ماجرای نام «ایران» در کارتون پلنگ صورتی

 
این کارتون محبوب در دهه 60 تا 80 میلادی خلق شد و بسیار خوش درخشید، تا آنجا که یک قسمت از مجموعه آن در سال 1964 جایزه اسکار گرفت. اما صرف نظر از موضوع داستان، نکته آن است که ایران 40 سال پیش آنچنان شاخص و شناخته شده بود که از این کارتون محبوب سردرآورد.
 
ایران همواره به عنوان مقصد فرهنگی برای گردشگران شناخته می‌شد، اما نوع برخورد با صنعت گردشگری و نگاه‌هایی توأم با بدبینی نسبت به گردشگران خارجی در دهه 60 به واسطه اوضاع داخلی کشور و آغاز جنگ تحمیلی و بعدها سوءمدیریت‌ها در این حوزه و البته سیاه‌نمایی‌ها و تبلیغات منفی رسانه‌های غربی موجب شد جایگاه ایران در گردشگری با افت چشمگیری مواجه شود.
 
اما از سال 92، پس از انتخابات ریاست جمهوری با تغییر سیاست‌ها، اکنون موجی از گزارش‌های مثبت درباره ایران و بویژه اوضاع گردشگری کشور در رسانه‌های غربی ایجاد شده که با توجه به منفعل بودن ایران در عرصه تبلیغات، می‌طلبید مسوولان بهره‌برداری بهتری از این تبلیغات خودجوش داشته باشند تا حالا که بودجه‌ای برای خرج کردن و تبلیغ ندارند، این خلاء را به این شکل پر کنند.

[ سه شنبه 1 مهر1393 ] [ 11 ] [ سرور فدافن ]
پس از تشکیل انجمن آثار ملی در سال ۱۳۰۱ به ریاست محمدعلی فروغی، این انجمن تلاش کرد با جمع‌آوری کمک‌های مردم، آرامگاه شاعر بزرگ ایران را برای جشن هزاره فردوسی که قرار بود در سال ۱۳۱۳ برگزار شود، آماده کند.
مجله مهر: دوازدهم شهریور ۱۳۰۷ کلنگ ساخت بنای تازه بر آرامگاه ابوالقاسم فردوسی یکی از نامدارترین شاعران و مشاهیر ایران و جهان آغاز شد؛ ساختمان باشکوهی که پیش از ۴۰ سالگی خراب شد و دوباره بر اساس همان طرح ساخته شد و هر ساله میزبان بسیاری از علاقمندان فردوسی از سراسر ایران و جهان است.

پیش از آن در سال ۱۲۶۴ عبدالوهاب خان شیرازی معروف به آصف‌الدوله والی خراسان، بر اساس قرائن و علائمی که به تایید چند باستان‌شناس فرانسوی رسیده بود، اقدام به ساخت بنایی آجری بر مزار فردوسی کرد؛ بنایی که به نوشته ملک‌الشعرای بهار در هفته‌نامه «نوبهار»، در سال ۱۲۹۹ «تنها سکویی بی‌سقف و دیوار» از آن بر جای مانده بود.

پس از تشکیل انجمن آثار ملی در سال ۱۳۰۱ به ریاست محمدعلی فروغی، این انجمن تلاش کرد با جمع‌آوری کمک‌های مردم، آرامگاه شاعر بزرگ ایران را برای جشن هزاره فردوسی که قرار بود در سال ۱۳۱۳ برگزار شود، آماده کند.

طرحی که ساخته و خراب شد؛ اهرام مصر

در سال ۱۳۰۵ کیخسرو شاهرخ برای تعیین محل دقیق آرامگاه و تهیه طرح ساخت دوباره آن از تهران به توس رفت. این گروه محل بنای ساخته شده توسط آصف‌الدوله را به اندازه یک متر خاکبرداری کردند و با قبری مواجه شدند؛ علاوه بر این، دلایل متعدد دیگری هم بر دفن فردوسی در محلی که در آن زمان «باغ قائم مقام» خوانده می‌شد دلالت می‌کرد.

آندره گدار، معمار مشهور فرانسوی و پایه‌گذار دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران که مدیر اداره عتیقات (باستان‌شناسی و موزه) بود، در سال ۱۳۰۷ آغاز به ساخت بنایی شبیه اهرام مصر بر مزار فردوسی کرد. پس از گذشت چند ماه از آغاز عملیات ساخت آرامگاه، محمدعلی فروغی با این طرح مخالفت کرد و سرانجام آرامگاه حکیم توس بر اساس طرحی از پروفسور «ارنست امیل هرتسفلد» باستان‌شناس و ایران‌شناس آلمانی، توسط «حسین لرزاده» ساخته شد. هرتسفلد اولین باستان‌شناسی بود که پاسارگاد و تخت‌جمشید را مورد کاوش قرار داد. شاید از همین رو بود که آرامگاه فردوسی به سبک ایرانی هخامنشی ساخته شد.

آرامگاه حکیم توس نشست کرد

بنای جدید آرامگاه فردوسی، سرانجام برای جشن هزاره فردوسی در سال ۱۳۱۳ آماده شد و برای تامین کسری هزینه آن، ۱۶۰ هزار برگ بلیت بخت‌آزمایی ده ریالی چاپ و از طریق شعبه‌های بانک ملی ایران توزیع شد. با این حال بنای آرامگاه فردوسی از همان اولین سال‌های پس از بهره‌برداری نشست کرد و مراقبت‌های ویژه هم فایده‌ای نداشت.

تا آنکه با همکاری هوشنگ سیحون عملیات بازسازی آرامگاه بر اساس همان طرح پیشین در سال ۱۳۴۷ به پایان رسید. سیحون که طراح بنای یادبود ابن سینا و طراح آرامگاه‌های خیام، نادرشاه افشار و کمال‌الملک است، تغییرات اندکی در بنای جدید داد و بخش فوقانی بنا که در مرحله اول توپر بود را این بار توخالی ساخت.

بخش زیرین آرامگاه فردوسی تا سال ۱۳۶۱ چایخانه سنتی و استراحت‌گاه بازدیدکنندگان بود اما پس از کشف آثار باستانی در شهر قدیم توس به موزه تبدیل شد.

در برنامه چهارم توسعه تعهدات وسیعی برای گسترش آرامگاه فردوسی بر عهده دولت گذاشته شد، اما تقریبا هیچکدام از آنها عملی نشد؛ طرح تفصیلی توسعه آرامگاه فردوسی، طرح جامع ایجاد شهر جدید توس، حل مشکل منظری توس با اجرای جلوخان آرامگاه فردوسی و آزادسازی ۳۶۰ هکتار از شهر تاریخی توس بخشی از این تعهدات بودند.

ابهامات بی‌شمار درباره فردوسی

علاوه بر پیچیدگی‌هایی که در تعیین محل دقیق آرامگاه فردوسی وجود داشته است، و همچنان برخی درباره آن ابهاماتی وارد می‌دانند، دفن حکیم ابوالقاسم فردوسی نیز یکی دیگر از ماجراهای پر پیچ و خم تاریخی است. چرا که بر اساس منابع موجود، اتهام شیعه بودن فردوسی موجب شد اجازه دفن پیکر فردوسی در قبرستان مسلمانان صادر نشود.

برخی دیگر از منابع تاریخی اما اتهام او را مسائل دیگری دانسته‌اند؛ چنانکه فصیحی خوافی نوشته است، ابوالقاسم گرگانی واعظ و حاکم شهر حاضر به اقامه نماز بر جنازه فردوسی نشد و گفت «او به مدح گبران و آتش‌پرستان و اسمار، به لایطال عمر گذرانید. بر چنین کس نماز نکنم.» خوافی همچنین داستان عجیبی از خواب واعظ شهر نقل کرده است که در عالم رویا فردوسی را در بهشت دیده است که تنها به خاطر یکی از ابیات خود، «بر سریری از یاقوت نشسته و تاجی بر سر و دواجی در بر» داشت؛ آن بیت چیزی نبود جز:

جهان را بلندی و پستی تویی

ندانم چه‌ای هر چه هستی تویی

با این حال کاوش درباره مذهب فردوسی، یکی دیگر از پیچیده‌ترین مسائل در تاریخ ادبیات فارسی است. گرچه بیشتر پژوهشگران از جمله نظامی عروضی، نصیرالدین قزوینی، ملک الشعرای بهار، نولدکه، محیط طباطبایی و... فردوسی را شیعه می‌دانند، اما شعرانی از سنی مذهب بودن او دفاع می‌کند و بر مدح ابوبکر، عمر و عثمان در ابیات آغازین شاهنامه تکیه می‌کند. محققانی که فردوسی را شیعه می‌دانند، این ابیات را «الحاقی» خوانده‌اند.

هواداران و دشمنان فردوسی؛ از سعدی تا عطار

حکیم توس و کتاب جهانگیر او شاهنامه، از همان سال‌های ابتدایی پس از مرگ، هواداران و دشمنان فراوان داشت. سیاست‌های ایران‌ستیزانه دربار عباسیان و مدارس نظامیه و همچنین سیاست‌های سلطان محمود غزنوی را نباید در دشمنی‌ها با شاهنامه نادیده گرفت. چنانکه سلطان محمود در سال ۴۰۸ هجری شمسی پس از فتح ری، مجدالدوله دیلمی را به دلیل خواندن شاهنامه سرزنش کرد.

سعدی شیرازی از فردوسی به نیکی یاد کرده و حتی بیتی از او را در بوستان خود «تضمین» کرده است.

چه خوش گفت فردوسی پاکزاد/ که رحمت بر آن تربت پاک باد

میازار موری که دانه‌کش است/ که جان دارد و جان شیرین خوش است

عبدالجلیل رازی قزوینی، شاهنامه را ستایش گبرکان دانسته، عطار نیشابوری خواندن آن را بدعت دانسته و فرخی سیستانی درباره شاهنامه چنین گفته است: گفتا که شاهنامه دروغ است سر به سر. معزی نیشابوری و انوری هم از این دست شاعران هستند. تا ۲۰۰ سال پس از مرگ فردوسی، اوضاع زمانه و اراده فرمانروایان چنان بوده است که نامی از فردوسی در هیچ کتاب تاریخی نیامده است. تاریخ بیهقی، تاریخ یمینی، و انساب سمعانی هیچ نشانی از فردوسی ندارند.

ذم در وطن، مدح در خارج

با این حال در سرزمین‌های دور از حکومت بنی‌عباس، نویسندگان و شاعران فراوانی از او یاد کرده و فردوسی را ستوده‌اند؛ از شبه قاره هند گرفته تا آذربایجان و سیستان و آسیای صغیر. مسعود سعد سلمان گزیده‌ای شاهنامه گردآوری کرد، نظامی عروضی زندگینامه فردوسی را نوشت و بنداری اصفهانی در شام بخشی از شاهنامه را به عربی برگرداند.

یورش مغولان و فرو ریختن حکومت عباسیان گرچه خرابی‌های بسیار به دنبال داشت، اما پای شاهنامه و فردوسی را حتی به دربار ایران نیز باز کرد و حمدالله مستوفی دست به تصحیح شاهنامه بر اساس چندین نسخه موجود زد. در زمان تیموریان در سال ۸۰۵ هجری شمسی، بایسنغر میرزا در هرات، ویرایشی زیبا از شاهنامه را به دستور شاهزاده تیموری آماده ساخت. با ظهور صفویان، دوران غربت فردوسی پایان گرفت و شاهنامه ارج و قرب یافت.

این ارج و قرب البته در صد سال اخیر به اوج خود رسید؛ گرچه در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، برخی سودای ویران کردن آرامگاه فردوسی داشتند. آیت‌الله خامنه‌ای، پنجم اسفند ۱۳۷۰ در دیدار با اعضای گروه ادب و هنر رادیو در همین زمینه فرمودند: «اول انقلاب عده‌‏اى از مردم بااخلاص بى‏ا به‌ اطلاع رفته بودند قبر فردوسى را در توس خراب کنند! وقتى من مطلع شدم، چیزى نوشتم و فورا به مشهد فرستادم؛ که آن را بردند و بالاى قبر فردوسى نصب کردند. نمى‌‏دانم الان هم هست یا نه؟ بچه‌‏هاى حزب اللهی که به آن‏‌جا مى‏رفتند، چشمشان که به شهادت بنده م‌ى‏افتاد، لطف مى‌‏کردند و مى‌‏پذیرفتند و دیگر کارى به کار فردوسى نداشتند! حقیقت قضیه این است که فردوسى یک حکیم است؛ تعارف که نکردیم به فردوسى، حکیم گفتیم. الان چند صد سال است که دارند به فردوسى، حکیم مى‏گویند. حکمت فردوسى چیست؟ حکمت الهى اسلامى.»

آرامگاه اولیه فردوسی پیش از تخریب (+عکس)
[ یکشنبه 16 شهریور1393 ] [ 12 ] [ سرور فدافن ]

 "لئوناردو داوینچی" موقع کشیدن تابلو "شام آخر" دچار مشکل بزرگی شد. او میبایست "خیر و نیکی" را به شکل "عیسی" و بدی را به شکل "یهودا" (که از یاران عیسی (ع) بود و هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند) تصویر میکرد. کار را نیمه تمام رها کرد تا مدلهای آرمانیش را پیدا کند.

روزی در مراسم همسرائی ، تصویر کامل مسیح را در چهره یکی از آن جوانان یافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرح هائی برداشت.

سه سال گذشت. تابلوی "شام آخر" تقریبا تمام شده بود ، اما داوینچی برای "یهودا" هنوز مدل مناسبی پیدا نکرده بود. کاردینال ، مسئول کلیسا کم کم به او فشار می آورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند ، داوینچی پس از مدتها جست وجو ، جوان شکسته ، ژنده پوش و مستی را در جوی آبی یافت ! ازدستیارانش خواست تا اورا به کلیسا آورند ، چون دیگر فرصتی برای طرح برداشتن از او نداشت.

گدا را که نمی دانست چه خبر است به کلیسا آوردند. دستیارانش او را سرپا نگه داشتند و درهمان وضعیت داوینچی از خطوط بی تقوائی ، گناه و خودپرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند ، نسخه برداری کرد.

وقتی کار تمام شد ، گدا که دیگر مستی ازسرش پریده بود ؛ چشم هایش را باز کرد و نقاشی را پیش رویش دید و با آمیزه ای از شگفتی و اندوه گفت :

"من تابلو را قبلا دیده ام !!!"

 داوینچی شگفت زده پرسید :

 کجا ؟!

 جوان ژنده پوش گفت :

 "سه سال پیش ، قبل ازاینکه همه چیزم را از دست بدهم ، موقعی که در یک گروه همسرائی آواز میخواندم ، زندگی پراز رویائی داشتم و هنرمندی از من دعوت کرد که مدل نقاشی چهره "عیسی" شوم !"

[ چهارشنبه 12 شهریور1393 ] [ 11 ] [ سرور فدافن ]
دارا جهان ندارد،                   سارا زبان ندارد
بابا ستاره ای در                   هفت آسمان ندارد
کارون ز چشمه خشکید          البرز لب فرو بست
حتا دل دماوند،                     آتش فشان ندارد
دیو سیاه دربند                     آسان رهید و بگریخت
رستم در این هیاهو               گرز گران ندارد
روز وداع خورشید،                  زاینده رود خشکید
زیرا دل سپاهان،                   نقش جهان ندارد
بر نام پارس دریا                    نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما                   تیر و کمان ندارد
دریای مازنی ها                    بر کام دیگران شد
نادر ز خاک برخیز                   میهن جوان ندارد
دارا ! کجای کاری                  دزدان سرزمینت
بر بیستون نویسند                 دارا جهان ندارد
آییم به دادخواهی                 فریادمان بلند است
اما چه سود،                       اینجا نوشیروان ندارد
سرخ و سپید و سبز است       این بیرق کیانی
اما صد آه و افسوس              شیر ژیان ندارد
کو آن حکیم توسی                شهنامه ای سراید
شاید که شاعر ما                 دیگر بیان ندارد
هرگز نخواب کوروش               ای مهرآریایی
بی نام تو ، وطن نیز               نام و نشان ندارد سیمین بهبهانی

[ دوشنبه 3 شهریور1393 ] [ 10 ] [ سرور فدافن ]
گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنم
گفتا اگر بیند کسی ، گفتم که حاشا می کنم


گفتا ز بخت بد اگر ، ناگه رقیب آید ز در
گفتم که با افسونگری ، او را ز سر وا می کنم


گفتا که تلخی های می گر نا گوار افتد مرا
گفتم که با نوش لبم ، آنرا گوارا می کنم


گفتا چه می بینی بگو ، در چشم چون آیینه ام
گفتم که من خود را در آن عریان تماشا می کنم


گفتا که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند
گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم


گفتا که پیوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم

گفتا اگر از کوی خود روزی تو را گفتم برو
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم

سیمین بهبهانی

 

 

 

بر من گذشتی،                    

سر بر نکــــــــردی


از عشق گفتم ،                   

 بـــــاور نکــــــــردی


دل را فــــــکندم                     

ارزان بــه پــــــایت

سودای مهـرش                    

در ســـــــر نکردی


گفتم گـــــلم را                      

می بویی از لطف


حتی به قهرش                     

پــــرپـــر نـــــکردی

دیدی ســبویی                      

پــــــــر نوش دارم

باتشنگـــی ها                       

لــــــب تـر نکـردی

هنگام مـستی                      

شور آفــــرین بود

لطفی که با ما                       

دیگر نکــــــــــردی

آتش گــــــرفتم                       

چــون شاخ نارنج

گفتم: نظـر کن                

سر بر نکــــــردی

 

[ دوشنبه 3 شهریور1393 ] [ 10 ] [ سرور فدافن ]

 

این دختر اما رفیق صمیمی خود را رها نکرد و از سه سال پیش تا به حال هر روز او را پشت خود حمل می کند و به مدرسه می برد. او در تمام این سه سال مسیر 6 کیلومتری تا مدرسه را پیموده است و همکلاسی و دوست صمیمی خود را به کلاس ها رسانده.

باشگاه خبرنگاران: تعریف زیبایی بسیار گسترده است و شاید اولین معنی که به ذهن ما می رسد معنای ظاهری آن باشد. همه با دیدن این کلمه زیبایی را تنها در چهره می بینیم اما گاهی این درون و اعمال انسان است که زیبایی یک فرد را می سازد و این زیبایی هیچگاه از بین نمی رود.

"هی کن جیاو" دختر بچه 13 ساله است که در منطقه "هونان" در چین زندگی می کند و از او می توانیم به عنوان یک مثال درست از انسان پاک و درست یاد کنیم و دوستی را به معنای کامل تمام کرده است تا حالا مردم چین به او لقب"زیباترین دانش آموز چین" را بدهند.

زیباترین دانش آموز چینی (+عکس)


داستان از این قرار است که سه سال پیش و زمانی که "کن جیاو" تنها 9 سال سن داشت متوجه شد که بهترین دوستش بر اثر یک بیماری قدرت حرکت را از دست داده است و دیگر نمی تواند راه برود به همین خاطر توانایی حضور در مدرسه را ندارد و از آنجایی که خانواده اش بضاعت مالی خوبی ندارند قادر به گرفتن سرویس مدرسه یا کلا حمل و نقل او به مدرسه نیستند.

این دختر اما رفیق صمیمی خود را رها نکرد و از سه سال پیش تا به حال هر روز او را پشت خود حمل می کند و به مدرسه می برد. او در تمام این سه سال مسیر 6 کیلومتری تا مدرسه را پیموده است و همکلاسی و دوست صمیمی خود را به کلاس ها رسانده.

زیباترین دانش آموز چینی (+عکس)


این دختر باعث شد تا رسانه های چینی به او لقب "زیباترین دانش آموز چین" را بدهند و حالا مسئولین برای آن ها یک صندلی چرخ دار تهیه کرده اند و "کن جیاو" هر روز او را با صندلی چرخ دار به مدرسه می برد سپس دوستش را بغل می کند به طبقه دوم می برد.

او در مورد کار خود می گوید:" من به دوستم علاقه دارم و به هیچ عنوان برای دیده شدن این کار را انجام نداده ام. من دوست ندارم کلاس را بدون او ببینم و برای اینکه روز خوبی داشته باشم حتما باید همراه او باشم."

زیباترین دانش آموز چینی (+عکس)
[ شنبه 18 مرداد1393 ] [ 13 ] [ سرور فدافن ]
روز و روزگار
    من زندگی را دوست دارم/ ولی از زندگی دوباره می ترسم!/ دین را دوست دارم/ ولی از كشیش ها می ترسم!/ قانون را دوست دارم/ ولی از پاسبان ها می ترسم!/ عشق را دوست دارم/ ولی از زن ها می ترسم!/ كودكان را دوست دارم/ ولی از آینه می ترسم!/ سلام را دوست دارم/ ولی از زبانم می ترسم!/ من می ترسم ، پس هستم/ این چنین می گذرد روز و روزگار من/ من روز را دوست دارم/ ولی از روزگار می ترسم   
..................................

مردگان
 
 چه مهمانان بي دردسري هستند مردگان/ نه به دستي ظرفي را چرك مي كنند/ نه به حرفي دلي را آلوده/ تنها به شمعي قانعند/ و اندكي سكوت...
..................................  

 خوشبختی

درختان می گویند بهار/ پرندگان می گویند ، لانه/ سنگ ها می گویند صبر/ و خاک ها می گویند مصاحب
و انسان ها می گویند «خوشبختی»/ امّا همه ی ما در یک چیز شبیهیم/ در طلب نور !/ ما نه درختیم
و نه خاک/ پس خوشبختی را با علم به همه ی ضعف هامان در تشخیص/ باید در حریم خودمان جستجو کنیم ...
...................................

 گم شدن

کهکشانها کو زمینم؟/ زمین کو وطنم؟/ وطن کو خانه ام؟/ خانه کو مادرم؟/ مادر کو کبوترانم؟ / من گم شدم در تو یا تو گم شدی در من ، ای زمان؟...  
....................................

 

در انتهای هر سفر
در آیینه/  دار و ندار خویش را مرور می کنم/ این خاک تیره این زمین/ پاپوش پای خسته ام/ این سقف کوتاه آسمان/ سرپوش چشم بسته ام/ اما خدای دل/ در آخرین سفر/ در آیینه به جز دو بیکرانه کران/ به جز زمین و آسمان/ چیزی نمانده است/ گم گشته ام ‚ کجا/ ندیده ای مرا ؟  
...................................

و مشهور تر از همه: زندگی  
 
 
  
  میزی برای کار / کاری برای تخت /تختی برای خواب/ خوابی برای جان / جانی برای مرگ / مرگی برای یاد / یادی برای سنگ/

این بود زندگی ...

[ چهارشنبه 15 مرداد1393 ] [ 8 ] [ سرور فدافن ]
ساختمان نیلوفر آبی در ووجین در کشور چین توسط معمار استرالیایی طراحی و ساخته شده است.

طرح این ساختمان از روی گل های نیلوفر آبی الهام گرفته شده است. این ساختمان قرار است یک نمایشگاه و محلی برای برگزاری نشستها و کنفرانس ها است.

علاوه بر این این ساختمان طوری ساخته شده که کمترین مصرف در انرژی را داشته باشد.

معماری ملهم از گل‌های نیلوفر آبی (عکس)

معماری ملهم از گل‌های نیلوفر آبی (عکس)

معماری ملهم از گل‌های نیلوفر آبی (عکس)

معماری ملهم از گل‌های نیلوفر آبی (عکس)

[ دوشنبه 23 تیر1393 ] [ 23 ] [ سرور فدافن ]
کودکان کار بازار تهران ، در حالی که بار روی دوش دارند از کوچه‌پس‌کوچه‌های تنگ و فرسوده‌ای عبور می‌کنند که عابران معمولی هم برای رفت و آمد در آنجا با مشکل روبه‌رو هستند، آنها بارهای سنگین را از پله‌هایی بالا می‌برند که هر لحظه امکان دارد زیر پایشان خراب شود.
کودکان کار بازار تهران (عکس)

کودکان کار بازار تهران (عکس)

کودکان کار بازار تهران (عکس)

کودکان کار بازار تهران (عکس)

کودکان کار بازار تهران (عکس)

کودکان کار بازار تهران (عکس)

کودکان کار بازار تهران (عکس)

کودکان کار بازار تهران (عکس)

کودکان کار بازار تهران (عکس)

کودکان کار بازار تهران (عکس)

کودکان کار بازار تهران (عکس)

کودکان کار بازار تهران (عکس)

کودکان کار بازار تهران (عکس)

کودکان کار بازار تهران (عکس)

کودکان کار بازار تهران (عکس)

کودکان کار بازار تهران (عکس)
[ پنجشنبه 12 تیر1393 ] [ 13 ] [ سرور فدافن ]
این مطلب رو گذاشتم تا اول خودم با پشتکار و امیدواری جاده زندگی رو ادامه بدهم.

نخستین نمایشگاه انفرادی «بی بی حاضر امیدواری» هنرمند 88 ساله کازرونی که مدت هاست به دوخت و تولید عروسک های پارچه ای بر مبنای قصه های کهن پارسی مشغول است تا 13 تیر در خانه هنرمندان برپاست.
























[ پنجشنبه 12 تیر1393 ] [ 12 ] [ سرور فدافن ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

از دیار توسم .
به دنبال ادم می گردم او کجاست می گویند خلیفه روی زمین اوست ؟

امکانات وب
  • شکوفه بهاری
  • تنگ نا