گل سوری
ادبی 
قالب وبلاگ
بزرگترین کشتی تفریحی جهان روز چهارشنبه در ساوتهمپتون انگلیس پهلو گرفت. این کشتی غول پیکر که دارای 16 عرشه، استخر، زمین تنیس، زمین گلف و پارک است، ظرفیت حمل 6 هزار و 296 مسافر را داراست. 

بزرگترین کشتی تفریحی جهان (عکس)

بزرگترین کشتی تفریحی جهان (عکس)

بزرگترین کشتی تفریحی جهان (عکس)

بزرگترین کشتی تفریحی جهان (عکس)

بزرگترین کشتی تفریحی جهان (عکس)
[ سه شنبه 29 مهر1393 ] [ 12 ] [ سرور فدافن ]

لمسِ تن تو
شهوت است و گناه
حتی اگر خدا عقدمان را ببندد
داغیِ لبت ، جهنم من است
حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند
هم آغوشی با تو ، هم خوابگیِ چرک آلودی ست
حتی اگر خانه ی خدا خوابگاهمان باشد…
فرزندمان، حرام نطفه ترین کودک زمین است
حتی اگر تو مریم باشی و من روح القدس
خاتون من
حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم ،
یک بوسه یک نگاه حتی ـ حرامم باد


اگر تو عاشق من نباشی....

 

 

------------------------------------------------------------

وقتی دو قلب برای یکدیگر بتپد هیچ فاصله ای دور نیست

هیچ زمانی زیاد نیست

و هیچ عشق دیگری نمی تواند آن دو را از هم دور کند

محکم ترین برهان عشق، اعتماد است

[ سه شنبه 29 مهر1393 ] [ 6 ] [ سرور فدافن ]
کیستی که من
این گونه
به اعتماد
نام ِ خود را
با تو می گویم …
کلید ِ خانه ام را
در دست ات می گذارم…
نان ِ شادی های ام را
با تو قسمت می کنم!
به کنارت می نشینم و
بر زانوی تو
این چنین آرام …
به خواب می روم ؟
کیستی که من
این گونه به جد
در دیار ِ رویاهای خویش
با تو درنگ می کنم ؟

[ سه شنبه 29 مهر1393 ] [ 6 ] [ سرور فدافن ]
ترنم باران را نصار چشمانت میکنم نازنینم

تا شبنمی شود بر سرخی گونه هایت

و داغی بوسه ام را به پیشانی ات به یادگار میگذارم و دست نوازشم را

به موهایت هدیه میکنم ، که تا عمر داری مرا از خاطر نبری . . .

-------------------------------------------------------------
مثل باران های بی اجازه

وقت و بی وقت

درهوایم پراکنده ای

و من

بی هوا

ناگهان خیسم از تو !

استتوس های زیبا برای روز بارانی

حسن باران این است ، که تبسّم دارد

گرد غم از همه چیز ، از همه جا می گیرد

همه جا بر همه کَس می بارد

و تعلق دارد به جهانی از عشق . . .

متن کوتاه زیبا برای روز های بارانی

باران که می بارد تمام کوچه های شهر پر از فریاد من است

که می گویم : من تنها نیستم ، تنها منتظرم . . .

___________________

دیـر آمدی بـاران

دیـــــر

من در جــایـــی

در حجـــم نبــودن کســی خشکیـــدم . . .

___________________

بغض هایم را به آسمان ، سپرده ام

خدا به خیر کند باران امشب را . . . !

___________________

پنجره ی باران خورده ات را باز کن

چند سطر پس از باران

چشمهایم را ببین که هوایت دیوانه شان کرده

دلم برایت تنگ است . . .

[ دوشنبه 28 مهر1393 ] [ 11 ] [ سرور فدافن ]
زن و شوهری بیش از 60 سال با یکدیگر زندگی مشترک داشتند. آنها همه چیز را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند. درمورد همه چیز با هم صحبت می کردند و هیچ چیز را از یکدیگر پنهان نمی کردند مگر یک چیز: یک جعبه کفش در بالای کمد پیرزن بود که از شوهرش خواسته بود هرگز آن را باز نکند و درمورد آن هم چیزی نپرسد.
 
در همه این سالها پیرمرد آن را نادیده گرفته بود اما بالاخره یک روز پیرزن به بستر بیماری افتاد و پزشکان از وی قطع امید کردند. درحالی که با یکدیگر امور باقی را رفع و رجوع می کردند پیرمرد جعبه کفش را آورد و نزد همسرش برد.
 
پیرزن تصدیق کرد که وقت آن رسیده که همه چیز را در مورد جعبه به شوهرش بگوید. پس از او خواست تا در جعبه را باز کند. وقتی پیرمرد در جعبه را باز کرد دو عروسک بافتنی و مقداری پول به مبلغ 95 هزار دلار پیدا کرد پیرمرد در این باره از همسرش سوال نمود.
 
پیرزن گفت : هنگامی که ما قول و قرار ازدواج گذاشتیم مادربزرگم به من گفت که راز خوشبختی زندگی مشترک در این است که هیچ وقت مشاجره نکنند او به من گفت که هروقت از دست تو عصبانی شدم ساکت بمانم و یک عروسک ببافم.
 
پیرمرد به شدت تحت تاثیر قرار گرفت و سعی کرد اشک هایش سرازیر نشود فقط دو عروسک در جعبه بود پس همسرش فقط دو بار در طول زندگی مشترکشان از دست او رنجیده بود از این بابت در دلش شادمان شد پس رو به همسرش کرد و گفت این همه پول چطور؟ پس اینها از کجا آمده؟پیرزن در پاسخ گفت: آه عزیزم این پولی است که از فروش عروسک ها به دست اورده ام!!!!

[ دوشنبه 28 مهر1393 ] [ 11 ] [ سرور فدافن ]
 از هنگامی که خداوند مشغول خلق زن بود، شش روز می گذشت.

فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد : چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید؟

خداوند پاسخ داد : دستور کار او را دیده ای ؟

او باید کاملا” قابل شستشو باشد، اما پلاستیکی نباشد.

باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند.

باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.

باید دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود.

بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند.

و شش جفت دست داشته باشد.

فرشته از شنیدن این همه مبهوت شد…

گفت : شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟

خداوند پاسخ داد : فقط دست ها نیستند. مادرها باید سه جفت چشم هم داشته باشند.

-این ترتیب، این می شود یک الگوی متعارف برای آنها.

خداوند سری تکان داد و فرمود : بله.

یک جفت برای وقتی که از بچه هایش می پرسد که چه کار می کنید

از پشت در بسته هم بتواند ببیندشان.

یک جفت باید پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!

و جفت سوم همین جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند،

بتواند بدون کلام به او بگوید او را می فهمد و دوستش دارد.

فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد.

این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید .

خداوند فرمود : نمی شود !!

چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است، تمام کنم.

از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند،

یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد.

فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.

اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی .

بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده ام.

تصورش را هم نمی توانی بکنی که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد .

فرشته پرسید : فکر هم می تواند بکند ؟

خداوند پاسخ داد : نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد .

آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد.

ای وای، مثل اینکه این نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در این یکی زیادی مواد مصرف کرده اید.

خداوند مخالفت کرد : آن که نشتی نیست، اشک است.

فرشته پرسید : اشک دیگر چیست ؟

خداوند گفت : اشک وسیله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا امیدی، تنهایی، سوگ و غرورش.

فرشته متاثر شد.

شما نابغه‌اید ای خداوند، شما فکر همه چیز را کرده اید، چون زن ها واقعا” حیرت انگیزند.

زن ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می کنند.

همواره بچه ها را به دندان می کشند.

سختی ها را بهتر تحمل می کنند.

بار زندگی را به دوش می کشند،

ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.

وقتی می خواهند جیغ بزنند، با لبخند می زنند.

وقتی می خواهند گریه کنند، آواز می خوانند.

وقتی خوشحالند گریه می کنند.

و وقتی عصبانی اند می خندند.

برای آنچه باور دارند می جنگند.

در مقابل بی عدالتی می ایستند.

وقتی مطمئن اند راه حل دیگری وجود دارد، نه نمی پذیرند.

بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هایشان کفش نو داشته باشند.

برای همراهی یک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند.

بدون قید و شرط دوست می دارند.

وقتی بچه هایشان به موفقیتی دست پیدا می کنند گریه می کنند

و و قتی دوستانشان پاداش می گیرند، می خندند.

در مرگ یک دوست، دل شان می شکند.

در از دست دادن یکی از اعضای خانواده اندوهگین می شوند،

با اینحال وقتی می بینند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.

آنها می رانند، می پرند، راه می روند، می دوند که نشانتان بدهند چه قدر برایشان مهم هستید.

قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد

زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند می دانند که بغل کردن

و بوسیدن می تواند هر دل شکسته ای را التیام بخشد

کار زن ها بیش از بچه به دنیا آوردن است،

آنها شادی و امید به ارمغان می آورند. آنها شفقت و فکر نو می بخشند

زن ها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند

خداوند گفت : این مخلوق عظیم فقط یک عیب دارد

فرشته پرسید : چه عیبی ؟

خداوند گفت : قدر خودش را نمی داند!

[ دوشنبه 28 مهر1393 ] [ 11 ] [ سرور فدافن ]
با آغاز ایام تشریق و وقوف زائران در مشاعر مقدس و سرزمین‌های عرفات و منا، رسانه‌های عربستان سعودی تصویر هوایی جدیدی را از کعبه منتشر کرده‌اند.

در تصویر منتشر شده، توسعه‌ی صحن مسجدالحرام به خوبی قابل مشاهده است، جرثقیل‌هایی که در هر گوشه برافراشته شده‌اند و صحن‌های جدیدی که اضافه شده‌ تا در آینده میزبان چهار برابر زائران کنونی باشند.

وزیر حج عربستان پیش‌بینی کرده، با پایان طرح توسعه‌ی مسجدالحرام، میزبان چهار و نیم تا هفت میلیون زائر باشند.

مساحت قبلی مسجدالحرام حدود ۳۶۶ هزار و ۱۶۸ متر بود که با اجرای طرح توسعه، حدود ۳۲۰ هزار متر دیگر به فضای کنونی اضافه می‌شود و وسعت مسجدالحرام به ۷۰۰ هزار متر مربع می‌رسد.

اما در تصویر هوایی که از مجسدالحرام گرفته شده، بیشتر از هر چیز دیگر و حتا کعبه، «برج ساعت» است که دیده می‌شود.

برج ساعت یا «البیت» با ارتفاع 601 متر که بزرگترین و بلندترین برج ساعت دنیا به‌شمار می‌آید، چهار سال پیش بر سر کعبه سایه انداخت. پیش از ساخت این برج اشرافی، کعبه از ارتفاعات مکه به خوبی قابل مشاهده بود، اما حالا برج ساعت «بیت عتیق» را از دیده‌ها پنهان کرده، همین مساله نارضایتی بسیاری از زائران را به همراه داشته، نارضایتی که البته چندان علنی نبوده است.

برج ساعت یکی از هتل‌های اشرافی مکه به شمار می‌آید که ساکنان سوییت پرزیدنت آن در صورت تمایل امکان تردد با هلی‌کوپتر به مشاعر مقدس را دارند، مسیری که به رسم حج، حاجی باید بخشی از آن را پیاده طی کند.

گفته‌ می‌شود طبقه‌ی بالای این برج، محل نگهداری پرنده‌های شکاری است، همان پرندگان محبوب اشراف‌زادگان عرب. طبقه‌های زیرین برج هم به پاساژهایی اختصاص داده شده که با وجود کالاهای گران‌اش، ظاهرا زائران کم از آن استقبال نمی‌کنند.

جدیدترین عکس هوایی از خانه خدا
[ دوشنبه 14 مهر1393 ] [ 10 ] [ سرور فدافن ]
مشهد؛ دستهایت را به من بده، می خواهم تو را به مهمانی خانه‌ای ببرم که در آن نگین، فاطمه، زهرا، زینب، رقیه و حسین در آن بسر می‌برند. می‌خواهم نشانت دهم که آنها چگونه در میان زباله‌هایی که تو حتی از استشمام هوایش حالت دگرگون می‌شود، زندگی می‌کنند. می‌خواهم مادری را نشانت دهم که با همه‌ی دردهایش لبخند می‌زند و خانواده‌ای که گاهی تنها خوراکشان چای است...

زندگی در میان زباله‌ها (عکس)

زندگی در میان زباله‌ها (عکس)

زندگی در میان زباله‌ها (عکس)

زندگی در میان زباله‌ها (عکس)

زندگی در میان زباله‌ها (عکس)

زندگی در میان زباله‌ها (عکس)

زندگی در میان زباله‌ها (عکس)

زندگی در میان زباله‌ها (عکس)

زندگی در میان زباله‌ها (عکس)

زندگی در میان زباله‌ها (عکس)

زندگی در میان زباله‌ها (عکس)

زندگی در میان زباله‌ها (عکس)

زندگی در میان زباله‌ها (عکس)

زندگی در میان زباله‌ها (عکس)

زندگی در میان زباله‌ها (عکس)

زندگی در میان زباله‌ها (عکس)

زندگی در میان زباله‌ها (عکس)

زندگی در میان زباله‌ها (عکس)

زندگی در میان زباله‌ها (عکس)

زندگی در میان زباله‌ها (عکس)
[ سه شنبه 8 مهر1393 ] [ 10 ] [ سرور فدافن ]
42سال پیش پلنگ صورتی در کارتون پرطرفدار خود از اردک ماجراجویی میزبانی می‌کند که از سفر دور دنیا برگشته و روی چمدانش از بین کشورهایی که رفته، نام «ایران» نیز خودنمایی می‌کند.
 
به گزارش ایسنا، در قسمت ۱۱۷ کارتون پلنگ صورتی به نام «Pink Quackers»، محصول 1972 گربه لاغر کوهی صورتی رنگ که نمایانگر رابطه کاریکاتوری آدم‌ها در عصر خود است، میزبان اردکی می‌شود که از سفر دور دنیا برگشته و چمدانی را هم به این نشانه همراه خود دارد.
 
در تصویری از این چمدان کوچک، نام چند کشور روی آن برچسب شده که در بین آنها ایران به وضوح دیده می‌شود.
 
جوجه اردک، نماد یک انسان ماجراجو و جهانگرد است که به ایران، یونان، انگلیس، مکزیک، ایتالیا، پاریس و ژاپن سفر کرده که این ماجراجویی مایه‌ی شگفت پلنگ صورتی شده است.

ماجرای نام «ایران» در کارتون پلنگ صورتی

 
این کارتون محبوب در دهه 60 تا 80 میلادی خلق شد و بسیار خوش درخشید، تا آنجا که یک قسمت از مجموعه آن در سال 1964 جایزه اسکار گرفت. اما صرف نظر از موضوع داستان، نکته آن است که ایران 40 سال پیش آنچنان شاخص و شناخته شده بود که از این کارتون محبوب سردرآورد.
 
ایران همواره به عنوان مقصد فرهنگی برای گردشگران شناخته می‌شد، اما نوع برخورد با صنعت گردشگری و نگاه‌هایی توأم با بدبینی نسبت به گردشگران خارجی در دهه 60 به واسطه اوضاع داخلی کشور و آغاز جنگ تحمیلی و بعدها سوءمدیریت‌ها در این حوزه و البته سیاه‌نمایی‌ها و تبلیغات منفی رسانه‌های غربی موجب شد جایگاه ایران در گردشگری با افت چشمگیری مواجه شود.
 
اما از سال 92، پس از انتخابات ریاست جمهوری با تغییر سیاست‌ها، اکنون موجی از گزارش‌های مثبت درباره ایران و بویژه اوضاع گردشگری کشور در رسانه‌های غربی ایجاد شده که با توجه به منفعل بودن ایران در عرصه تبلیغات، می‌طلبید مسوولان بهره‌برداری بهتری از این تبلیغات خودجوش داشته باشند تا حالا که بودجه‌ای برای خرج کردن و تبلیغ ندارند، این خلاء را به این شکل پر کنند.

[ سه شنبه 1 مهر1393 ] [ 11 ] [ سرور فدافن ]
پس از تشکیل انجمن آثار ملی در سال ۱۳۰۱ به ریاست محمدعلی فروغی، این انجمن تلاش کرد با جمع‌آوری کمک‌های مردم، آرامگاه شاعر بزرگ ایران را برای جشن هزاره فردوسی که قرار بود در سال ۱۳۱۳ برگزار شود، آماده کند.
مجله مهر: دوازدهم شهریور ۱۳۰۷ کلنگ ساخت بنای تازه بر آرامگاه ابوالقاسم فردوسی یکی از نامدارترین شاعران و مشاهیر ایران و جهان آغاز شد؛ ساختمان باشکوهی که پیش از ۴۰ سالگی خراب شد و دوباره بر اساس همان طرح ساخته شد و هر ساله میزبان بسیاری از علاقمندان فردوسی از سراسر ایران و جهان است.

پیش از آن در سال ۱۲۶۴ عبدالوهاب خان شیرازی معروف به آصف‌الدوله والی خراسان، بر اساس قرائن و علائمی که به تایید چند باستان‌شناس فرانسوی رسیده بود، اقدام به ساخت بنایی آجری بر مزار فردوسی کرد؛ بنایی که به نوشته ملک‌الشعرای بهار در هفته‌نامه «نوبهار»، در سال ۱۲۹۹ «تنها سکویی بی‌سقف و دیوار» از آن بر جای مانده بود.

پس از تشکیل انجمن آثار ملی در سال ۱۳۰۱ به ریاست محمدعلی فروغی، این انجمن تلاش کرد با جمع‌آوری کمک‌های مردم، آرامگاه شاعر بزرگ ایران را برای جشن هزاره فردوسی که قرار بود در سال ۱۳۱۳ برگزار شود، آماده کند.

طرحی که ساخته و خراب شد؛ اهرام مصر

در سال ۱۳۰۵ کیخسرو شاهرخ برای تعیین محل دقیق آرامگاه و تهیه طرح ساخت دوباره آن از تهران به توس رفت. این گروه محل بنای ساخته شده توسط آصف‌الدوله را به اندازه یک متر خاکبرداری کردند و با قبری مواجه شدند؛ علاوه بر این، دلایل متعدد دیگری هم بر دفن فردوسی در محلی که در آن زمان «باغ قائم مقام» خوانده می‌شد دلالت می‌کرد.

آندره گدار، معمار مشهور فرانسوی و پایه‌گذار دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران که مدیر اداره عتیقات (باستان‌شناسی و موزه) بود، در سال ۱۳۰۷ آغاز به ساخت بنایی شبیه اهرام مصر بر مزار فردوسی کرد. پس از گذشت چند ماه از آغاز عملیات ساخت آرامگاه، محمدعلی فروغی با این طرح مخالفت کرد و سرانجام آرامگاه حکیم توس بر اساس طرحی از پروفسور «ارنست امیل هرتسفلد» باستان‌شناس و ایران‌شناس آلمانی، توسط «حسین لرزاده» ساخته شد. هرتسفلد اولین باستان‌شناسی بود که پاسارگاد و تخت‌جمشید را مورد کاوش قرار داد. شاید از همین رو بود که آرامگاه فردوسی به سبک ایرانی هخامنشی ساخته شد.

آرامگاه حکیم توس نشست کرد

بنای جدید آرامگاه فردوسی، سرانجام برای جشن هزاره فردوسی در سال ۱۳۱۳ آماده شد و برای تامین کسری هزینه آن، ۱۶۰ هزار برگ بلیت بخت‌آزمایی ده ریالی چاپ و از طریق شعبه‌های بانک ملی ایران توزیع شد. با این حال بنای آرامگاه فردوسی از همان اولین سال‌های پس از بهره‌برداری نشست کرد و مراقبت‌های ویژه هم فایده‌ای نداشت.

تا آنکه با همکاری هوشنگ سیحون عملیات بازسازی آرامگاه بر اساس همان طرح پیشین در سال ۱۳۴۷ به پایان رسید. سیحون که طراح بنای یادبود ابن سینا و طراح آرامگاه‌های خیام، نادرشاه افشار و کمال‌الملک است، تغییرات اندکی در بنای جدید داد و بخش فوقانی بنا که در مرحله اول توپر بود را این بار توخالی ساخت.

بخش زیرین آرامگاه فردوسی تا سال ۱۳۶۱ چایخانه سنتی و استراحت‌گاه بازدیدکنندگان بود اما پس از کشف آثار باستانی در شهر قدیم توس به موزه تبدیل شد.

در برنامه چهارم توسعه تعهدات وسیعی برای گسترش آرامگاه فردوسی بر عهده دولت گذاشته شد، اما تقریبا هیچکدام از آنها عملی نشد؛ طرح تفصیلی توسعه آرامگاه فردوسی، طرح جامع ایجاد شهر جدید توس، حل مشکل منظری توس با اجرای جلوخان آرامگاه فردوسی و آزادسازی ۳۶۰ هکتار از شهر تاریخی توس بخشی از این تعهدات بودند.

ابهامات بی‌شمار درباره فردوسی

علاوه بر پیچیدگی‌هایی که در تعیین محل دقیق آرامگاه فردوسی وجود داشته است، و همچنان برخی درباره آن ابهاماتی وارد می‌دانند، دفن حکیم ابوالقاسم فردوسی نیز یکی دیگر از ماجراهای پر پیچ و خم تاریخی است. چرا که بر اساس منابع موجود، اتهام شیعه بودن فردوسی موجب شد اجازه دفن پیکر فردوسی در قبرستان مسلمانان صادر نشود.

برخی دیگر از منابع تاریخی اما اتهام او را مسائل دیگری دانسته‌اند؛ چنانکه فصیحی خوافی نوشته است، ابوالقاسم گرگانی واعظ و حاکم شهر حاضر به اقامه نماز بر جنازه فردوسی نشد و گفت «او به مدح گبران و آتش‌پرستان و اسمار، به لایطال عمر گذرانید. بر چنین کس نماز نکنم.» خوافی همچنین داستان عجیبی از خواب واعظ شهر نقل کرده است که در عالم رویا فردوسی را در بهشت دیده است که تنها به خاطر یکی از ابیات خود، «بر سریری از یاقوت نشسته و تاجی بر سر و دواجی در بر» داشت؛ آن بیت چیزی نبود جز:

جهان را بلندی و پستی تویی

ندانم چه‌ای هر چه هستی تویی

با این حال کاوش درباره مذهب فردوسی، یکی دیگر از پیچیده‌ترین مسائل در تاریخ ادبیات فارسی است. گرچه بیشتر پژوهشگران از جمله نظامی عروضی، نصیرالدین قزوینی، ملک الشعرای بهار، نولدکه، محیط طباطبایی و... فردوسی را شیعه می‌دانند، اما شعرانی از سنی مذهب بودن او دفاع می‌کند و بر مدح ابوبکر، عمر و عثمان در ابیات آغازین شاهنامه تکیه می‌کند. محققانی که فردوسی را شیعه می‌دانند، این ابیات را «الحاقی» خوانده‌اند.

هواداران و دشمنان فردوسی؛ از سعدی تا عطار

حکیم توس و کتاب جهانگیر او شاهنامه، از همان سال‌های ابتدایی پس از مرگ، هواداران و دشمنان فراوان داشت. سیاست‌های ایران‌ستیزانه دربار عباسیان و مدارس نظامیه و همچنین سیاست‌های سلطان محمود غزنوی را نباید در دشمنی‌ها با شاهنامه نادیده گرفت. چنانکه سلطان محمود در سال ۴۰۸ هجری شمسی پس از فتح ری، مجدالدوله دیلمی را به دلیل خواندن شاهنامه سرزنش کرد.

سعدی شیرازی از فردوسی به نیکی یاد کرده و حتی بیتی از او را در بوستان خود «تضمین» کرده است.

چه خوش گفت فردوسی پاکزاد/ که رحمت بر آن تربت پاک باد

میازار موری که دانه‌کش است/ که جان دارد و جان شیرین خوش است

عبدالجلیل رازی قزوینی، شاهنامه را ستایش گبرکان دانسته، عطار نیشابوری خواندن آن را بدعت دانسته و فرخی سیستانی درباره شاهنامه چنین گفته است: گفتا که شاهنامه دروغ است سر به سر. معزی نیشابوری و انوری هم از این دست شاعران هستند. تا ۲۰۰ سال پس از مرگ فردوسی، اوضاع زمانه و اراده فرمانروایان چنان بوده است که نامی از فردوسی در هیچ کتاب تاریخی نیامده است. تاریخ بیهقی، تاریخ یمینی، و انساب سمعانی هیچ نشانی از فردوسی ندارند.

ذم در وطن، مدح در خارج

با این حال در سرزمین‌های دور از حکومت بنی‌عباس، نویسندگان و شاعران فراوانی از او یاد کرده و فردوسی را ستوده‌اند؛ از شبه قاره هند گرفته تا آذربایجان و سیستان و آسیای صغیر. مسعود سعد سلمان گزیده‌ای شاهنامه گردآوری کرد، نظامی عروضی زندگینامه فردوسی را نوشت و بنداری اصفهانی در شام بخشی از شاهنامه را به عربی برگرداند.

یورش مغولان و فرو ریختن حکومت عباسیان گرچه خرابی‌های بسیار به دنبال داشت، اما پای شاهنامه و فردوسی را حتی به دربار ایران نیز باز کرد و حمدالله مستوفی دست به تصحیح شاهنامه بر اساس چندین نسخه موجود زد. در زمان تیموریان در سال ۸۰۵ هجری شمسی، بایسنغر میرزا در هرات، ویرایشی زیبا از شاهنامه را به دستور شاهزاده تیموری آماده ساخت. با ظهور صفویان، دوران غربت فردوسی پایان گرفت و شاهنامه ارج و قرب یافت.

این ارج و قرب البته در صد سال اخیر به اوج خود رسید؛ گرچه در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، برخی سودای ویران کردن آرامگاه فردوسی داشتند. آیت‌الله خامنه‌ای، پنجم اسفند ۱۳۷۰ در دیدار با اعضای گروه ادب و هنر رادیو در همین زمینه فرمودند: «اول انقلاب عده‌‏اى از مردم بااخلاص بى‏ا به‌ اطلاع رفته بودند قبر فردوسى را در توس خراب کنند! وقتى من مطلع شدم، چیزى نوشتم و فورا به مشهد فرستادم؛ که آن را بردند و بالاى قبر فردوسى نصب کردند. نمى‌‏دانم الان هم هست یا نه؟ بچه‌‏هاى حزب اللهی که به آن‏‌جا مى‏رفتند، چشمشان که به شهادت بنده م‌ى‏افتاد، لطف مى‌‏کردند و مى‌‏پذیرفتند و دیگر کارى به کار فردوسى نداشتند! حقیقت قضیه این است که فردوسى یک حکیم است؛ تعارف که نکردیم به فردوسى، حکیم گفتیم. الان چند صد سال است که دارند به فردوسى، حکیم مى‏گویند. حکمت فردوسى چیست؟ حکمت الهى اسلامى.»

آرامگاه اولیه فردوسی پیش از تخریب (+عکس)
[ یکشنبه 16 شهریور1393 ] [ 12 ] [ سرور فدافن ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

از دیار توسم .
به دنبال ادم می گردم او کجاست می گویند خلیفه روی زمین اوست ؟

امکانات وب
  • شکوفه بهاری
  • تنگ نا